موضوع: "امام"

قاتل تو همسر تو

همسری داشت حسین همچو رباب

بود عمری ز غمش در تب و تاب

لیک دلها همه غم پرور تو

که بود قاتل تو همسر تو

 

سلاله مصطفی

سلاله مصطفی، نور چشم مرتضی، امام حسن مجتبی (ع)، کانون سماحت بود، و منبع عدالت، و سمبل شهامت. آنگاه که مصلحت دین اقتضا می کرد، مانند شیر بیشه شجاعت بر قرارگاه فرماندهی سپاه در جنگ جمل می تاخت و سرچشمه فتنه را می خشکاند، و آن زمان که آرامش را به صلاح مسلمین می دانست، کبوتران صلح را بر فراز آسمان جهان اسلام به پرواز در می آورد و از بروز جنگهای فرسایشی جلوگیری می نمود.
نام آن حضرت : حسن
کنیه ایشان : ابو محمّد
لقب های ایشان : مجتبی، امین، حجّت، زکیّ، سبط، و زاهد.
نام پدر ایشان : علیّ ابن ابی طالب (ع)
نام مادر ایشان : فاطمه زهراء (س)
تاریخ تولّد : شب نیمه ماه مبارک رمضان، سال سوم هجری.
تاریخ شهادت: روز بیست و هشتم ماه صفر سال 49 هجری.
مدّت امامت ایشان: 10 سال.

 

خلق و خوی امام حسن

مردی تهیدست و با ذوق نزد امام مجتبی آمد و طلب خود را به صورت دو بیت شعر به شرح زیر، عرضه داشت:

لم یبق لي شئ یباع بدرهم
یکفیک منظر حالتي عن مخبر
إلا بقایا ماء وجه صنته
ألاّ یباع و قد وجدتک مشتري

یعنی: برای من چیزی که حتّی یک درهم بیرزد باقی نمانده است،
حالت من تو را از خبر دادنم بی نیاز می سازد،
مگر باقیمانده آبرویم که آن را نگاه داشته ام،
اما تو را خریدار مناسبی برای آن یافتم.

امام حسن (ع)، مبلغ دوازده هزار درهم به وی عطا کرد و ابیات ذیل را قرائت فرمود:


عاجلتنا فأتـاك وابل برنــا
طلاً ولو أمهلتنــــا لم تمطر
فخذ القليل وكن كأنك لم تبع
ما صنته و كأننا لـــم نشتر

یعنی: زود آمدی و ابر احسان ما رسید…
این مقدار کم را بگیر و چنان باش ،
که آنچه را نگاه داشته بودی (یعنی آبرویت را) نفروخته ای.

1 2 3 5